تبليغاتX
آسمان نزدیک است

نا توان آدمكاني بيش نيستيم ،

مردگاني متحرك

بي احساس

فاقد شعور انساني

 

رقم زده اند.....

 و ما مي شماريم،

آنچه را كه بايد از دست مي دهيم و آنچه را كه نشايد .

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 10:21 توسط چیستا |

 

ایستادن ٬ ایستادگی نیست .

فرصتها پیش پا افتاده اند٬پا پیش می گذارم.

یک ارتباط کوچک انسانی ......بی مرزی در رفتار .....گاهی شیطان موفقیتهایش را مدیون ماست ٬ چه مجانی گناه انجام می دهیم .

دست از سر خودم بر نمی دارم ٬ گفته بودم دیوانه می شوم ........بزرگوارانه به بزرگی ات اعتراف می کنم .کاش دردها مثل لباس درآوردنی بودند .

فردا صبح بعد از رفتن تو همه چیز به حالت عادی باز می گردد ٬ مطمئن باش .

 

دارم خانه تکانی می کنم ٬ دور ریختنیها را دور می ریزم ٬ خانه تکانی می کنم ٬ پوست می اندازم ....... 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 15:59 توسط چیستا |

 

جوابیه ای برای یک خبر


زیویه بارها مورد کند و کاو قرار گرفته است , مجاز و غیر مجازش بماند که همواره بحثی جنجال برانگیز بوده و هست . تمامی آنها با شایعات ریز و درشت فراوانی همراه بوده . آثار ارزشمندی که به لطف ایوب رب النوع بی انکه ما بدانیم !!! از کشور خارج شده و آنچه ما ( باستانشناسان ) یافته ایم قطعات اندک عاج - خرده سفال - تکه های کوچک طلا و دیوارهای خشتی و معبری طولانی با پله های سنگی که ما را از دامنه تپه به تالار ستوندار راهنمایی می کنند .
شاید بهتر باشد نیم نگاهی به خود بیاندازیم, قاچاقچیان تنها در پی یافتن و فروش آثار عتیقه هستند و برای رسیدن به منفعت خود حتی از اقدام به تخریب کامل مکان باستانی فرو گذار نیستند.
هر باستانشناس بعد از اتمام کار میدانی ملزم به ارائه گزارش کار بر اساس یافته ها و مدارک باستانشناختی در مدت از پیش تعیین شده ای می باشد .تا بر اساس آن یافته ها حقانیت کارش را صحه بگذارد .
از آخرین فصل حفاری زیویه سالها می گذرد .....( کیفیت آن بماندو برای من چه سخت و دردناک بود !)


حال سوال من اینست :چرا بعد از مدتها هنوز هیچ گزارشی از حفاری های سالهای 87 تا 82  زیویه  چاپ و منتشر نگردیده ؟؟؟ آیا اطلاعات هنوز تکمیل نشده یا بعضی افراد می خواهندنتایج را به مدارک گذشته الحاق کنند و منتظر اجازه هستند؟؟ شاید هم این 6 سال در مقایسه با حجم کار انجام شده ( زیر و رو نمودن و غربال کردن خاک که هر جا می رفتیم قبلا کلنگ ایوب رب النوع آنجا را برای ما نشان کرده بود ) و بالطبع نوشتن گذارش کار فرصت کمی به نظر می آید ؟؟؟

این قصه سر دراز دارد . هر روز خبر  کشف آثار و اماکن باستانی زیادی را می شنویم و می خوانیم و خدا می داند چه اندازه متاثر می شویم که افسوس , این نیز طعمه بعضی غرض ورزیها و نادانیها می شود .
شاید ککمان هم نگزد و آب از آب تکان نخورد . چه اهمیت دارد که قطار شهری اهواز , شهر هرمزد اردشیر را به دو نیم مساوی قسمت کند یا نکند . اصلا هیچ چیز مهم نیست . آنها گناهی ندارند ما باید قدم آهسته برداریم تا هرمزد اردشیریان خوابشان آشفته نگردد ......

 

ادامه دارد ....................

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 1:56 توسط چیستا |